محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
542
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
پس نيّت ارزش و امتيازى نسبت به عمل ظاهرى دارد و آن امتياز بهطور منطقى از رابطهء تدريجى به دست مىآيد كه برقرارى آن بين قلب و جسد قبلا گذشت . ولى آيا ممكن است كه اين امتياز در مواجههء عملى نيز براى نيّت ثابت گردد ؟ براى ما دراينباره جز يك عبارت تنها وجود ندارد و آن حديث مشهورى است ، علىرغم سندى كه طبرانى « 1 » و بيهقى بر آن اعتماد كردهاند تا به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برسانند امّا سند قوى نمىباشد ، و حديث اين است : « نيّت مؤمن بهتر از عمل اوست و عمل منافق بهتر از نيّت او » « 2 » . ابو طالب مكّى پس از اينكه اين عبارت را نقل كرده ، مىگويد : اين عبارت را به ده صورت تفسير كردهاند كه همهء آنها مورد قبول است ، و غزّالى در كتاب احياء العلوم بيشتر اين تفسيرها را آورده و همهء آنها را بهجز يكى رد مىكند ، تنها يكى را كه با هدف واقعى شرع اسلام تطبيق دارد ، مىپذيرد . و از بين تفاسيرى كه مردود مىشمارد ، اين است كه مىگويد : « گاهى گفته مىشود : نيّت به تنهايى بهتر از عمل بدون نيّت است . و همينطور است ، ولى بعيد است كه مقصود حديث اين باشد . زيراكه عمل بدون نيّت ، و يا از روى غفلت هيچچيزى ندارد ، درحالىكه نيّت تنها خير است » و ادامه داده مىگويد : « بلكه مقصود حديث اين است كه هر طاعتى به وسيلهء نيّت و عمل سامان مىگيرد ، و نيّت از جمله خيرات است و عمل نيز از جمله خيرات است ، و ليكن نيّت از جمله طاعات بهتر از عمل است ، يعنى براى هركدام از آنها اثر مورد توجّهى است ، و اثر نيّت بيشتر از عمل است . بنابراين ؛ معناى حديث چنين است : نيّت مؤمن از جمله طاعت است و بهتر از عمل اوست كه آن نيز از جمله طاعت اوست . » « 3 » . و ما نيز با غزّالى بر رجحان اين تفسير موافقيم ، و ليكن چون استدلال او را پى مىگيريم ، مىبينيم در حلّ مشكل موجود كمكى به ما نمىكند و در حقيقت غزّالى به اين جنبهء مشترك
--> ( 1 ) - اين روايت طبرانى از قول سهل بن سعد ساعدى ، روايت مرفوعه است ( مترجم عربى ) . ( 2 ) - ر ك : كشف الخفاء و مزيل الإلباس عمّا اشتهر من الأحاديث على السنة النّاس ، محدّث عجلونى : 3 / 430 ، حديث 2836 ، مكتبهء قدسى ( مترجم عربى ) . ر ك : الفردوس بمأثور الخطاب : 4 / 285 ، حديث 6842 ؛ فقه الرّضا : ص 378 ؛ السّنن الصّغرى : 1 / 20 ، حديث 4 ؛ كافى شيخ كلينى : 2 / 69 ، حديث 2 ؛ مجمع الزّوائد : 1 / 61 ؛ بحار الأنوار : 70 / 212 ، حديث 40 ؛ المعجم الكبير : 6 / 185 ، حديث 5942 ؛ المحاسن : ص 260 ، حديث 315 ؛ شرح زرقانى : 1 / 345 ؛ علل الشّرايع : ص 524 ، حديث 2 ؛ فيض القدير : 2 / 45 ؛ امالى طوسى : 2 / 69 . ( 3 ) - ر ك : احياء علوم الدّين ، غزّالى : 4 / 355 .